تبليغاتX
یادداشتهای یک دانشجو
جمعه 2 شهریور1386
ای خدا..................

امتحان OM رو هم دادیم استرس قبل امتحان یه طرف خود امتحان یه طرف دیگه، اینقد خسته شدم که نمیدونم چی بنویسم تازه هفته دیگه هم Accounting امتحان داریم ، امروز تا 11 خوابیدم یه دفه یادم افتاد که امروز ساعت 12.5 جلسه دارم با بچه های گروه Master.Inc خلاصه هر طوری بود با ترن خودمو ساعت 1 رسوندم دانشکده ، بعد جلسه هم با بچه ها رفتیم رستوران ایرانی دانشگاه ، نمیدونستن تو دانشگاه رستوران ایرانی داره و براشون غذا ایرانی جالب بود . حالا تا عصر علافیم تا ساعت 5 که کلاسمون شروع میشه و تا 10 کلاس داریم بعدشم که طبق معمول باید 12 شب برسیم خونه و بخوابیم . شاید فردا با بچه ها رفتیم KL ، از فردا هم که باید بشینیم Accounting بخونیم که هفته دیگه امتحان داریم . تو این هفته کار خاصی نکردیم ، فقط شنیدم که یه دانشجوی ایرانی که برای دکترای علوم سیاسی اومده بوده اینجا بعد 2 ماه که از کلاسها میگذره تازه فهمیده کلاسهایی که داره میره و براش تعیین کردن کلاسهای رشته تاریخه. حالا دیگه چیکار کرده نمیدونم ولی تا همینجاش جالب بود .

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:57  توسط ایلجان  |