یه هفته دیگه هم میره که تموم شه ، امروز هم صبح ساعت ۶.۵ بلند شدیم بریم دانشگاه ، خیلی خوابم میومد ( دیشب ساعت ۲.۵ یکی از دوستام از ایران زنگ زده بود و میخواست باهام خرف بزنه ) خلاصه به هر زحمتی بود رفتیم دانشگاه ( البته از serdang تاکسی گرفتیم
) صبح که Accounting داشتیم و 2 تا گروه Presentation داشتن ، مشکل از ساعت ۱۲ بود تا ۶.۵ که کلاس Operation شروع میشد ، یکم خوابیدم تو یکی از کلاسها و یکم هم با گروه Discuss داشتیم تا بالاخره کلاس شروع شد ، درس شیرینیه البته هفته دیگه همین روز امتحان میان ترمشو داریم . راستی ظهر هم با گروه هماهنگی مسافرت 2 هفته دیگه به Cameron Highlands برای درس OB جلسه داشتیم ، به جای میان ترم میخوان ببرنمون اونجا( من که میدونم این استاده 10 برابر میان ترم میخواد ازمون کار بکشه خدا به خیر کنه ) شانس آوردیم یکی از دوستای علی اونجا بود و مارو تا خونه رسوند . تو راه با یکی از بچه ها حرف زدم قرار شد وقتی رسیدم بریم شام تنتوری ( یک نوع جوجه کبابی هندی) بخوریم شام که تموم شد دیدیم به چه بارونی میاد با باد ، نیم ساعتی نشستیم دیدم تموم نمیشه گفتم من میرم خونه اون دوستم که موند گفت تا قطع نشه نمیرم . خلاصه چشمتون روز بد نبینه تا خونه خیس خیس شدم فقط شانس آوردم لپ تاپم خیس نشد ، فردا هم که عصر کلاس دارم ولی این دوستم یه کاری دانشگاه ما داره که صبح با اون میرم دانشگاه بشینم منم یکم OM بخونم که هفته دیگه امتحان دارم . هنوزم بارون قطع نشده . برکت خداست دیگه چی بگم ، با اینکه خیس شدم ولی دوست دارم بارونو آدم احساس پاکی و سبکی میکنه زیر بارون .![]()

