شنبه 19 خرداد1386
امروز بعد از یک هفته از سفر برگشتم ولی انگار سلسله حوادثی که در طول سفر داشتیم اینجا هم میخواد ادامه پیدا کنه . طرفای شب داشتیم دور زمین بسکتبال قدم میزدیم که یکی از فروشنده های سوپرمارکت هندی مجتمع رو دیدیم که سراسیمه مارو صدا کرد ، وقتی رفتیم پیشش دیدیم فروشنده دیگه مغازه که پسری ۱۷-۱۸ ساله بود کنار زمین افتاده که متوجه شدیم با تیغ موکت بری رگشو زده ، کمک کردیم و کمی آب قند بهش خروندیم تا دوستاشون با ماشین اومدن و برردنش بیمارستان ما که نفهمیدیم موضوع چی بود ولی فکر میکنم مثل اکثر موارد مشابه عشقی بود
چون همش به هندی یک چیزایی میگفت و اشاره میکرد که موبایلشو بهش بدن . ایشالا که به خیر بگذره بیچاره بچه خوب و مودبی بود نمی دونم چرا این کارو کرده بود . خدا آخر و عاقبت این جوونارو به خیر کنه.

لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 2:0  توسط ایلجان
|