تبليغاتX
یادداشتهای یک دانشجو
پنجشنبه 29 آذر1386
درست همین موقع بود که داشتم آماده میشدم که بیام مالزی ، یه سال پیش . امروز عید قربانه ولی من اینجام تو مالزی ، دیگه اون حال و هوای عید اینجا نیست ، فقط صبح با یکی از دوستان برای نماز رفتیم مسجد نزدیک خونه،همین.


همه چی فرق کرده پارسل یادش بخیر که صبحش رفته بودیم برای نماز بعدشم برگشتیم خونه و مراسم عید و قربانی گوسفند و کارهای خودش که تا ظهرش طول کشیده بود ولی وقتی آدم فکرشو میکرد که ظهر همه کاراشو تموم میکنه سعی میکرد زودتر تمومش کنه . بعدشم که دید و بازدید فامیل و بزرگترها. حالا اینجام و هیچ کدوم اینا نیست و همش یه خاطره قشنگه تو ذهنم و یه دلتنگی برای خونه . فردا هم که شب  یلداست . خلاصه کلام هیچی اینجا حال و هوای خونه رو نداره .

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:27  توسط ایلجان  |