گفته بودم هفته رو بد شروع کردم ولی فکر نمی کردم اینقدر بد بشه .
برای کاری میخواستم برم دانشگاه پوترا ، کلاس صبح هم که تشکیل نشد گفتم برم تا کلاس ساعت ۲ برگردم. ۲ تا از بچه ها هم مرامی باهام اومدن ( با تشکر از علی جان و روزبه جان ) ولی هرچی منتطر وایسادیم اتوبوس ۴۲۹ نیومد که نیومد ( جالا همیشه تو ایستگاه وایساده بود ها ) بعد از ۲۰ دقیقه که اتوبوس تشریف آورد رفتیم پوتراجایا سنترال ، حدود ۴۵ دقیقه فقط اونجا منتظر اتوبوس T42 بودیم که بعد از کلی پرس و جو فهمیدیم بلهههههههههه لطف کردن و اسم اتوبوسهارو جدیداً عوض کردن و شده U42 ( به سلامتی ) بعد که سوار این اتوبوس شدیم لطف کردند و بعد از حدود 15 دقیقه معطلی حرکت کردند ولی نه به سمت ماینز بلکه به سمت پوتراجایا ، از راننده که پرسیدم گفت مسیر اتوبوسها هم عوض شده و باید اول برن پوتراجایا و بعد از اونجا برن ماینز ( حالاجالب اینه که اینا در 2 جهت مخالف هم هستند) خلاصه حدود 20 دقیقه پوتراجایا گردی داشتیم تا اینکه لطف کردند و بی خیال شدند و برگشتیم بریم سمت ماینز ، به ماینز که رسیدیم دیدیم اتوبوس UPM وایساده خوشحال سوار شدیم غافل از اینکه در مسیر حدود 20 دقیقه هم ایشان توقف داشتند تا بالاخره بعد از 3:45 دقیقه رسیدیم UPM ولی ساعت 1:45 بود و همه جا تعطیل .تا ساعت 2 وایسادیم تا تشریف آوردن و گفتن هفته دیگه بیاین .
و ما برگشتیم ( حالا همیشه این مسیر در عرض 1:15 میرسیدیم ) دیگه کلاس ساعت 2 هم گذشته بود و بارون هم شروع شده بود بعد از 15 دقسقه انتظار اتوبوس 416 اومد و مارو به ماینز رسوند ما هم از فرصت استفاده کردیم و رفتیم رستوران آقای امینی یک پرس کباب سلطانی زدیم که اقلاُ یک کار مثبت انجام داده باشیم از اونجا هم تاکسی گرفتیمو برگشتیم خونه .
خسته و دست از پا درازتر ساعت 4:30 رسیدیم خونه. روز بدی بود . شرمنده دوستان هم شدیم .

