تبليغاتX
یادداشتهای یک دانشجو
سه شنبه 30 مرداد1386

اعضاي يك خانواده ايراني روز سه‌شنبه در منزل مسكوني خود در كوالالامپور پايتخت مالزي مورد تهاجم سارقان مسلح قرار گرفتند.

به گزارش ايرنا، اين خانواده ايراني در طبقه دهم مجتمع مسكوني "امپنگ اونيو" كه درعين حال از خدمات امنيتي و نگهباني مستمر برخوردار است سكونت دارند.

سرپرست اين خانواده ايراني در گفت وگو با خبرنگار ايرنا در تشريح نحوه اين اقدام مسلحانه اظهارداشت كه حوالي ساعت ‪۱۰‬صبح امروز چهار فرد مسلح به سلاح گرم و سرد با توسل به زور وارد منزل مسكوني وي شدند.

وي كه خواست نامش فاش نشود، ادامه داد كه هنگام اين رويداد، تنها همسرش به همراه پسر ودختر ‪ ۱۷‬و ‪ ۱۰‬ساله آنان درمنزل بودند و سارقان مسلح اقدام به بستن دست وپا و دهان آنان كرده و هريك را جداگانه در حمام و اتاقها محبوس ساختند.

به‌گفته وي، سارقان پس‌از ورود به‌اين واحد مسكوني وقطع خطوط تلفن، همچنين قفل ورودي منزل را دستكاري كرده تا در مدت حضور آنان كسي نتواند وارد شود و سپس با آسودگي خاطر وبدون هيچ نگراني بدون آنكه صورت خود را بپوشانند و حتي بدون استفاده از دستكش اقدام به سرقت كردند.

سرپرست اين خانواده ايراني اظهارداشت: سارقان به قصد غارت اشياي قيمتي تمام اثاثيه منزل را بهم ريختند و درنهايت مقاديري طلا و وجه نقد به همراه دو عدد ساعت گرانبها و دو گوشي تلفن همراه جمعا به ارزش ‪ ۲۰‬هزار رينگيت (معادل شش هزار دلار) به سرقت بردند.

بنابه اظهار خانواده وي، دو تن از سارقان چيني و دو نفر ديگر مالايي بودند.

به گفته وي حدود ‪ ۳۰‬دقيقه پس از خروج سارقان از منزل، اعضاي خانواده توانستند با تلاش بسيار موفق به باز كردن دست وپاي خود شده و از همسايگان تقاضاي كمك كنند كه متعاقب آن و با تماس همسايگان ، پليس نيز در محل حاضر شده و به تهيه گزارش و انگشت نگاري پرداخته است.

اين ايراني كه‌به تازگي براي ادامه تحصيلات تكميلي به‌اتفاق خانواده به كشور مالزي عزيمت كرده است، ادامه‌داد: آنچه كه جاي تامل وترديد است اينكه افراد مسلح بدون هيچ نگراني در ساعات روز و در مجموعه‌اي كه تمامي ورود و خروج افراد را مورد بازرسي قرار مي‌دهد دست به اين اقدام مسلحانه زده‌اند.

او با بيان اينكه طي هفته تنها دو روز براي عزيمت به محل‌دانشگاه ناگزير به ترك منزل خود است، احتمال داد كه سارقان نيز با آگاهي قبلي از اين موضوع در اين روز و ساعت به منزل وي يورش برده‌اند.

وي بااشاره به‌اينكه هفته گذشته نيز درمحوطه دانشگاه محل تحصيل خود مورد سوء‌قصد ناموفق يك جيب بر هندي قرار گرفته بود، از وجود ناامني دركشوري كه ادعاي بسياري در برقراري امنيت اجتماعي دارد بسيار گلايه‌مند بود.

بنابه اظهار ديگر ساكنان مجموعه مسكوني "امپنگ اونيو"، باوجود اجاره بهاي سنگين و هزينه ماهانه (شارژ) ساختمان متاسفانه به دليل عدم مديريت و سرويس‌دهي نامناسب، هر از چندگاهي اتفاقات مشابهي براي ساكنان بويژه اتباع خارجي رخ مي‌دهد.

جيب‌بري، كيف‌قاپي و سرقت از منازل ازجمله ناهنجاري‌هاي رايج دركوالالامپور پايتخت مالزي است اما مورد سرقت مسلحانه از منزل اين ايراني در ساعات روز جزو مصاديق ناامني نادر در اين شهر محسوب مي‌شود.

منبع : بازتاب

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:12  توسط ایلجان  | 

دوشنبه 29 مرداد1386
تهران IranSport.Net - تیم فوتبال ساحلی ايران با کسب پیروزی برابر بحرین جواز حضور در رقابت های جام جهانی فوتبال ساحلی را در برزیل بدست آورد. در بازی رده بندی رقابت های فوتبال ساحلی انتخابی جام جهانی تیم فوتبال ساحلی ایران با نتیجه 6 بر صفر برابر بحرین به پیروزی رسید و مقام سوم آسیا را كسب كرد. در این بازي فرید بلوکباشی (4 گل) و حامد قربانپور و مسلم مسیگر هر کدام یک گل برای تیم فوتبال ساحلی کشورمان به ثمر رساندند.
با این برد تیم فوتبال ساحلی کشورمان پس از تیم های امارات و ژاپن به عنوان سومین تیم صعود کننده از قاره آسیا، جواز حضور در رقابت های جهانی فوتبال ساحلی در برزیل را بدست آورد.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:15  توسط ایلجان  | 

دوشنبه 29 مرداد1386
تیم ملی والیبال نوجوانان ایران با دو پیروزی و یک شکست به دور دوم مسابقات قهرمانی نوجوانان جهان در مکزیک راه پیدا کرد.

تیم ایران در دور مقدماتی این بازیها با تیمهای لهستان، کوبا و پورتوریکو همگروه بود و در گروه خود بعد از تیم لهستان به مقام دوم رسید.

تیم ایران در اولین بازی خود پورتوریکو را 3 بر 2 برد و در بازی دوم خود به دیدار لهستان، نایب قهرمان اروپا، رفت و در این دیدار هم با نتیجه 3 بر2 پیروز شد.

نوجوانان ایران در آخرین دیدار خود با نوجوانان کوبا روبرو شدند که این بازی برخلاف انتظار با نتیجه 3 بر صفر به سود کوبا به پایان رسید.

به این ترتیب تیم ایران به رهبری جویکا ست کوویچ صرب به عنوان تیم دوم و بعد از تیم لهستان به جمع هشت تیم برتر بازیها صعود کرد.

تیم ایران در مرحله بعد با تیمهای برزیل، آرژانتین و هند همگروه شده است و در اولین بازی خود در این مرحله با تیم برزیل روبرو خواهد شد.

 

منبع :بی بی سی

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:18  توسط ایلجان  | 

جمعه 26 مرداد1386
باز باران بی ترانه
باز باران با تمام بی کسی های شبانه
می خورد بر مرد تنها
می چکد بر فرش خانه
باز می آید صدای چک چک غم
باز ماتم
 

من به پشت شیشه تنهایی افتاده
نمی دانم ، نمی فهمم
کجای قطره های بی کسی زیباست

 

نمی فهمم چرا مردم نمی فهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد
کجای ذلتش زیباست
نمی فهمم

 

کجای اشک یک بابا
که سقفی از گِل و آهن به زور چکمه باران
به روی همسرو پروانه های مرده اش آرام باریده
کجایش بوی عشق و عاشقی دارد
نمی دانم

 

نمی دانم چرا مردم نمی دانند
که باران عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست
کجای مرگ ما زیباست
نمی فهمم

 


یاد آرم روز باران را
یاد آرم مادرم در کنج باران مرد
کودکی ده ساله بودم
می دویدم زیر باران ، از برای نان

 

مادرم افتاد
مادرم در کوچه های پست شهر آرام جان می داد
فقط من بودم و باران و گِل های خیابان بود
نمی دانم
کجــــای این لجـــــن زیباست

 


بشنو از من کودک من
پیش چشم مرد فردا
که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالا دست
و آن باران که عشق دارد فقط جاریست برای عاشقان مست

 

 

و باران من و تو درد و غم دارد
خدا هم خوب می داند
که این عدل زمینی ، عدل کم دارد

منبع : مجله اینترنتی فصل نو

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:28  توسط ایلجان  | 

جمعه 26 مرداد1386

یه هفته دیگه هم میره که تموم شه ، امروز هم صبح ساعت ۶.۵ بلند شدیم بریم دانشگاه ، خیلی خوابم میومد ( دیشب ساعت ۲.۵ یکی از دوستام از ایران زنگ زده بود و میخواست باهام خرف بزنه ) خلاصه به هر زحمتی بود رفتیم دانشگاه ( البته از serdang تاکسی گرفتیم ) صبح که Accounting داشتیم و 2 تا گروه Presentation داشتن ، مشکل از ساعت ۱۲ بود تا ۶.۵ که کلاس Operation شروع میشد ، یکم خوابیدم تو یکی از کلاسها و یکم هم با گروه Discuss  داشتیم تا بالاخره کلاس شروع شد ، درس شیرینیه البته هفته دیگه همین روز امتحان میان ترمشو داریم . راستی ظهر هم با گروه هماهنگی مسافرت 2 هفته دیگه به Cameron Highlands برای درس OB جلسه داشتیم ، به جای میان ترم میخوان ببرنمون اونجا( من که میدونم این استاده 10 برابر میان ترم میخواد ازمون کار بکشه خدا به خیر کنه ) شانس آوردیم یکی از دوستای علی اونجا بود و مارو تا خونه رسوند . تو راه با یکی از بچه ها حرف زدم قرار شد وقتی رسیدم بریم شام تنتوری ( یک نوع جوجه کبابی هندی) بخوریم شام که تموم شد دیدیم به چه بارونی میاد با باد ، نیم ساعتی نشستیم دیدم تموم نمیشه گفتم من میرم خونه اون دوستم که موند گفت تا قطع نشه نمیرم . خلاصه چشمتون روز بد نبینه تا خونه خیس خیس شدم فقط شانس آوردم لپ تاپم خیس نشد ، فردا هم که عصر کلاس دارم ولی این دوستم یه کاری دانشگاه ما داره که صبح با اون میرم دانشگاه بشینم منم یکم OM بخونم که هفته دیگه امتحان دارم . هنوزم بارون قطع نشده . برکت خداست دیگه چی بگم ، با اینکه خیس شدم ولی دوست دارم بارونو آدم احساس پاکی و سبکی میکنه زیر بارون .

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:18  توسط ایلجان  | 

یکشنبه 21 مرداد1386
یه هفته پردردسر دیگه هم تموم شد و بهمون یادداوری کرد که یه هفته دیگه به امتجانای میان ترم نزدیکتر شدیم. یه آخر هفته دیگه شروع شد ، نمیدونم چرا تو این آخر هفته ها نمیشه درس خوند . دیروز بعد از کلاس با ۲ تا از بچه ها رفتیم mines یکم خرید داشتم ، یخچال دیگه حدودا خالی شده بود ، دنبال ماست میگشتم نمیدونم چرا یه 10 روزیه که ماست پیدا نمیشه . خلاصه شام رو هم تو subway خوردیم و اومدیم دم ایستگاه اتوبوس 1 ساعتی طبق معمول اونجا بودیم تا اتوبوس اومد و برگشتم خونه.
امروز هم که فارغ التحصیلیه یکی از بچه ها بود صبح تو MMU جشنش بود که نتونستم برم ، شب خونش دعوت بودیم . شام و کیک و شلوغ بازی بچه ها ، چند تا از بچه ها رو هم که چند وقتی ندیده بودم اونجا دیدم . این هم از این هفته ما هفته دیگه کلی کار و پروژه داریم ، خدا بهمون رحم کنه.

همینجا میگم علی جان فارغ التحصیلیت مبارک

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:18  توسط ایلجان  | 

جمعه 19 مرداد1386
از کجاش بگم نمی دونم فقط همینو بگم که به طور میانگین هر روز مسیر سایبرجایا رو به UPM که با ماشین حدود ۱۵ دقیقه میشه رو یه ۲ ساعتی تو راهیم ، تازه هیچوقت هم معلوم نیست به اتوبوس برسیم چون اینطور که تو این چند وقته دستگیرمون شده اتوبوسهای عزیز Rapid KL از ایستگاه Putrajaya sentral فقط به سایبرجایا و کوالالامپور خط درست و حسابی دارن و خط serdang رو دقیقأ اگه دلشون بخواد میرن اگه هم که نه هیچی دیگه سرکاریم یکی دو ساعتی تازه بعدشم یا باید با ترن بریم یا هم که تاکسی بگیریم .

خلاصه این شده کار هر روز ما که وقتی میایم بیرون از خونه دعا کنیم امروز اتوبوس به serdang بره ، ولی امروز دیگه واقعأ شورشو در آوردن دقیقأ ۱.۴۵ دقیقه serdang منتظر اتوبوس موندیم و نیومد که دیگه ناامید شدیم و خسته اومدیم سوار ترن بشیم ( که ۲تا ترن باید عوض کنیم که به Putrajaya sentral برسیم ) و بعد اینکه بلیط گرفتیم و نیم ساعتی هم اونجا معطل بودیم دیدیم که اتوبوس U42 تشریف آورد ، خلاصه یک ساعتی هم تو ایستگاه ترن بودیم و آخر سر اینو بگم که ما ساعت 9.20 کلاسمون تموم شده بود و ساعت 1 شب بالاخره رسیدیم خونه . اینم یه خاطره جالب از Public Transportation اینجا . حالا موندیم از هفته دیگه دوباره چیکار کنیم و با چی بریم دانشگاه .

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:46  توسط ایلجان  | 

چهارشنبه 17 مرداد1386
gsm یا همان GRADUATE SCHOOL OF MANAGEMENT دانشکده تحصیلات تکمیلی مدیریت دانشگاه UPM می باشد ، که دوستان برای گرفتن پذیرش در رشته MBA و رشته های دکترا در زمینه های مدیریت ، حسابداری ، بازاریابی و.... باید به این دانشکده مراجعه کنند . ساختار و حتی ثبت نام gsm هم با بقیه دانشگاه ها متفاوت است و میشه گفت مستقل عمل میکنه . در این دانشکده تسهیلات جداگانه ای برای دانشجویان قرار داده شده از جمله سالن مطالعه و کتابخانه ، اتاق کپی، اتاق استراحت و ... که تا حدودی نیاز دانشجویان را براورده نموده و نیازی به رفتن به جاهای دیگه دانشگاه برای کارهای غیر ضروری وجود نداره .

gsm سالی یک بار برای رشته MBA دانشجوی خارجی میگیره و MBA در این دانشکده ۳ترم ۱۴هفته ای است که بین هر۲ ترم یک هفته استراحته . مکان دانشکده دقیقأ در کنار کتابخانه مرکزی UPM است که در صورتی که منابع مورد نیاز دانشجویان در کتابخانه دانشکده نبود در کمترین زمان میتونن به کتابخانه مرکزی مراجعه و منبع مورد نیاز را تهیه کنند .

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:30  توسط ایلجان  | 

دوشنبه 15 مرداد1386

از خدا خواستم عادتهاي زشت را تركم بدهد
خدا فرمود: خودت بايد آنها را رها كني

I asked God to take away my habit
God said, no
It is not for me to take away, but for you to give it up

از او درخواست كردم فرزند معلولم را شفا دهد
فرمود: لازم نيست، روحش سالم است، جسم هم كه موقت است

I asked God to make my handicapped child whole
God said, no
His spirit is whole, his body is only temporary

از او خواستم لااقل به من صبر عطا كند
فرمود: صبر، حاصل سختي و رنج است. عطا كردني نيست، آموختني است

I asked God to grant me patience
God said, no
Patience is a byproduct of tribulation. It isn't granted, it is learned

گفتم: مرا خوشبخت كن
فرمود: «نعمت» از من، خوشبخت شدن از تو

I asked God to give me happiness
God said, no
I give you blessings; happiness is up to you

از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نكند
فرمود: رنج از دلبستگيهاي دنيايي جدا و به من نزديكترت ميكند

I asked God to spare me pain
God said, no
Suffering draws you apart from worldly cares and brings you closer to me

از او خواستم روحم را رشد دهد
فرمود: نه، تو خودت بايد رشد كني
من فقط شاخ و برگ اضافيات را هرس ميكنم تا بارور شوي

I asked God to make my spirit grow
God said, no
You must grow on yours own! But I will prune you to make you fruitful

از خدا خواستم كاري كند كه از زندگي لذت كامل ببرم
فرمود: براي اين كار من به تو «زندگي» داده ام

I asked God for all things that I might enjoy life
God said, no.
I will give you life. So that you may enjoy all things

از خدا خواستم كمكم كند همان قدر كه او مرا دوست دارد، من هم ديگران را دوست بدارم.
خدا فرمود: آها، بالاخره اصل مطلب دستگيرت شد

I asked God to help me love others, as much as He loves me
God said: Ahah, finally you have the idea

منبع : گوناگون

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:13  توسط ایلجان  | 

دوشنبه 15 مرداد1386
دقایقی قبل بازی فینال قهرمانی آسیا بین تیمهای ایران و لبنان به پایان رسید و در نتیجه تیم ملی بسکتبال ایران با شکست دادن لبنان با نتیجه ۷۴-۶۹ به قهرمانی آسیا رسید و سهمیه المپیک را از قاره آسیا را هم بدست آورد تا برای اولین بار به المپیک راه پیدا کرده باشد .

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:7  توسط ایلجان  | 

یکشنبه 14 مرداد1386
سلام

یک هفته دیگه هم گذشت ، الکی الکی داریم به امتحانای میان ترم نزدیک میشیم . هفته سختی بود یه presentation و تحویل 2 تا case حسابی حالمونو جا آورد طوری که از درسا هم الان کلی عقبم و این خستگی وقتی بیشتر شد که فهمیدیم هفته ۶ یا ۷ قراره operetion ازمون امتحان میان ترم بگیره یعنی حدود ۲-۳ هفته دیگه ، حالا چطوری خودمونو برسونیم خدا داند .

 

ولی این آخر هفته حسابی از خجالت خودم در اومدم جمعه شب که از دانشگاه برگشتم تا ۱۰ صبح خوابیدم و بعدش یه صبحونه ( از اتفاقای نادر ) بعدش حدود ظهر با یکی از بچه ها رفتیم KL بگردیم راستی نمایشگاه کامپیوتر هم بود تو KLCC انگار داشتن مفت پخش میکردن ملت تو هم وول میخوردن . اولش وقتی فهمیدم نمایشگاهه خیلی ناراحت شدم چون همین هفته قبل بعد این همه مدت Speacker خریده بودم ولی وقتی دیدم تو

نمایشگاهم قیمتش همونه که من خریده بودم کلی حال کردم . بعدش رفتیم China Town یه کباب چینی زدیم  . از اونجا هم رفتیم MacDonalds یه شام زدیم که چندتا ایرانی اومده بودم مالزی با اونا یکم نشستیم حرف زدیم و بعدش هم که سوار اتوبوس شدیم برگشتیم .
خیلی حرف زدم دیگه برم سر درسام که بیشتر عقب نمونم .

 

فعلا

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:30  توسط ایلجان  | 

پنجشنبه 11 مرداد1386
با سلام

یکی از دوستان پرسیده بود درس خوندن اینجا چطوریه ؟ باید بگم من فقط در مورد دانشجویان MBA اونمم اونایی که دوروبرم هستن میتونم اظهار نظر کنم و بگم که اگه همپای استاد درس نخونین کلاتون پس معرکست یعنی اینکه اگه درسا برای آخر ترم بمونه هیچ کاری نیمتونین بکنین .

دوست دیگه ای پرسیده بود قبل اومدن چیکار کنیم که باید بگم تا جایی که میتونید زبانتونو تقویت کنید تا از کلاس عقب نمونید.

و در آخر هم باید بگم واقعأ من نمیتونم بگم کدوم دانشگاه MBA بهتری داره و از هرکس بپرسی میگه دانشگاه من بهتره ولی فک کنم با مراجعه به رنکینگ کلی دانشگاه های مالزی بشه حدودأ تخمین زد که کدوم بهتره

موفق باشید

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:14  توسط ایلجان  | 

سه شنبه 9 مرداد1386
سلام

باید به اطلاع برسانم که ورژن انگلیسی وبلاگ را شروع کردم و با امید به اینکه بتوانم مطالب کاملی ( تا آنجا که امکان داشته باشد) مطالب را در حوزه MBA بنویسم و مقالات و case study هایی در این زمینه آپلود کنم تا در مورد آن بحث شود به امید اینکه این وبلاگ مکانی باشد تا دانشجویان MBA بتوانند دانسته های خود را با یکدیگر به اشتراک گذارند و در ادامه مکانی باشد برای کسانیکه میخواهند در مورد این رشته اطلاعاتی به دست آورند. و این محقق نمیشود مگر با کمک و همراهی شما.

www.me2-en.blogspot.com

 

با تشکر

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:13  توسط ایلجان  | 

جمعه 5 مرداد1386
سلام

اینجا MBA  رو هر دانشگاه و کالجی که فکر میکنی ارائه میده ( البته حق هم دارن وقتی جنسی طالب داره و براش پول میدن پی باید عرضه بشه ) . ولی اینکه MBA چیه ؟ رشته ایه که در ابتدا برای فارغ التحصیلان مهندسی ایجاد شد تا به اونا آموزش بده چطور از علمی که یاد گرفتن پول در بیارن .
و در اینجا شما باید بر اساس علاقه ای که دارین و استعدادتون یکی از گرایشهای MBA رو انتخاب کنین .
و در اکثر جاها چند گرایش عمده ارائه میشه جز چندتا دانشگاه که خودشون هم گرایشهای خاصی رو اضافه کردن که در این زمینه میشه با مراجعه به سایت دانشگاهها اطلاعات گرفت .


در مورد تحصیل در مالزی هم که میتونید اگه میخواید مدرکی بگیرید که مورد تأیید باشه به سایت وزارت علوم مراجعه کنید اگه هم که نه هر جا دوست دارین بخونید . ولی اینو هم بگم الان موج MBA  تو ایران راه افتاده دقیقأ مثل موج آی تی که چند سال پیش راه افتاده بود ولی تفاوتش اینه که کسی که آی تی میخوند هنوز سن آنچنانی نداشت و وقت آزمون و خطا داشت ولی کسی که میاد MBA دیگه سنی ازش گذشته و دیگه برگشتن از راهی که شروع کرده براش سخته ، اینو نگفتم که بخوام بگم رشته بدیه ، منظورم اینه که بیشتر تو انتخاب مسیر آیندتون دقت کنین .

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:20  توسط ایلجان  | 

پنجشنبه 4 مرداد1386
با سلام

بعضی از دوستان لطف کردن و نظر گذاشتن واقعأ شرمنده هستم ولی درسها اینقد زیاد شده که وقت خیلی کم میاره آدم در این حد که فقط برای خواب میریم خونه.
در ادامه ذکر این نکته هم لازمه که این وبلاگ بیشتر حرف دله و اتفاقایی که اینجا میفته و درسهام و وبلاگها و وبسایتهای کاملی در زمینه کمک به کسانیکه قصد ادامه تحصیل دارن وجود داره چون در این زمینه ها آدم تا کار نکنه و کارش نباشه اطلاعات کاملی نخواهد داشت و منم نمیخوام اطلاعات غلطی خدای نکرده به دوستان بدم چون بحث آینده یک انسان مطرحه .
در مورد زمینه های شغلی که یکی از دوستان پرسیده بودن واقعیت اینه که اطلاعی در مورد این زمینه ندارم .
دوستی هم که در مورد آی تی پرسیده بودن به نظر من باید خودشون تصمیم بگیرن که ارزش داره بیان اینجا درس بخونن یا نه چون شرایط هرکس فرق میکنه .
و در آخر عزیزی که در مورد دانشگاه پینانگ پرسیده بودن باید بگم که فقط اینو میدونم که یکی از دانشگاههای درجه یک مالزیه و نگفته بودین چی میخواین بخونین  و من اطلاعاتم در این حده ولی اگه به سایت خود دانشگاه مراجعه کنین به صورت کامل فکر میکنم در مورد همه رشته ها توضیح داده باشه.

در آخر با عرض پوزش اگه اطلاعاتم کامل نبود باید ببخشین چون آدم اینجا دنبال این کارها نمیره چون واقعأ وقتشو نداره مگر اینکه کارش اعزام دانشجو باشه که تا حالا در مورد من نبوده .

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:44  توسط ایلجان  | 

پنجشنبه 4 مرداد1386
خیلی وقته که مطلب در مورد MBA ننوشتم از هفته آینده هر هفته میخوام اگه بینندگان وبلاگ همراهی کنن یک case study در مورد موضوعات درسی MBA بزارم تو وبلاگ تا هرکی نظرشو در موردش بگه و تحلیلش کنه . اگه استقبال شد که ادامه میدم اگه هم که نه مثل مقاله هایی که میزاشتم بیخیال میشیم دیگه چون درسها اینقدر سنگینه که واقعأ وقت نمیده کاری بکنی که فایده ای نداشته باشه .

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:28  توسط ایلجان  | 

دوشنبه 1 مرداد1386
در این مورد چیز زیادی نمیشه گفت ، اینقد داد زدیم و اینقد حرص خوردیم که دیگه چیزی ندارم بگم ، آدمهایی که از ایران برای دیدن این بازیها اومده بودن و خیلی هایی که از جاهای مختلف توی مالزی اومده بودن همه شاهد بودن که آقای سرمربی بازم از اون تاکتیک های منحصر به فردشو تو این بازی هم خواست رو کنه که حکایت یک بار جستی ملخک بود . رودباریان که تو این بازیها خیلی ضعیف بود و همه دوست داشتن تعویض شه بالاخره تعویض شد ولی کی ! وقتی که وقتهای تلف شده تموم شد و تیمها داشتن خودشونو برای ضربات پنالتی آماده میکردن رودباریان در کمال تعجب تعویض شد و طالب لو اومد تو . تازه جالب تر اینجا بود که در حالیکه در تمام طول بازی از خطیبی جز سوتی چیزی ندیدیم و همه منتظر تعویضش با کاظمیان بودن دیدیم که در حالیکه هنوز بازیکنان آماده ای مثل نکونام پنالتی نزده بودن خطیبی رفت پشت توپ و زد تو دست دروازه بان کره تا اینجوری ما حذف بشیم .

به همین راحتی

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:31  توسط ایلجان  |